قیمت سکه و ارز
۱۳۹۴/۱۱/۰۶ - ۰۹:۱۷
«سراج 24» گزارش می‌دهد؛

بوفالو؛ فیلمی بدون محتوا و بی خلاقیت/ کش آمدن تصاویر و روایت کسالت‌بار در ذهن بینده/تداوم ساخت سوژه‌های بی‌اساس

فیلم «بوفالو»، دومین ساخته کاوه سجادی حسینی بعد از فیلم تجربی «شب، بیرون» است و در این فیلم، کارگردان سعی کرده تا به فضایی تخیل گرا نزدیک شود که البته به اثری خنثی و بی رمق منتهی شده است.

بوفالو؛ فیلمی بدون محتوا و بی خلاقیت/ کش آمدن تصاویر و روایت کسالت‌بار در ذهن بینده/تداوم ساخت سوژه‌های بی‌اساس

گروه فرهنگی «سراج24»: ساخت و عرضه برخی فیلم ها در چرخه سینمای ایران واقعا جای ابهامی بسیار باقی می گذارد که چگونه سوژه های بی پایه و اساس از زندگی مردمان ایران ساخته و به مرحله نمایش درمی آید. آثاری که نه محتوای مشخصی دارند، نه سینمای فرم گرایانه و خلاقانه ای را به تصویر در می آورند و نه نتیجه ای از بابت سرگرمی و تفکر عاید تماشاگر می سازند. فیلم «بوفالو» ساخته کاوه سجادی حسینی از جمله این آثار بوده که داستان فرار زوجی است که از بابت دزدی صورت یافته راهی شمال می شوند و در حادثه ای مضحکانه ناگهان مرد در مرداب انزلی غرق می شود و زن به دنبال شخصی یاری دهنده با نام بوفالو می رود و البته مشخص نیست که این دلهره از بابت مرد است و یا کیف طلاهایی که همراهش به قعر مرداب رفته است! فیلم پُر از کاراکترهایی بی هویت و بی شناسنامه می باشد، برای نمونه شخصیتی با نام بهرام بوفالو با بازی پرویز پرستویی را می بینیم که قبلا غواص بوده و حالا آپاراتچی سینماست و این کاراکتر منفی در تحولی ناگهانی تبدیل به پشتیبان همان زنی شده که شکوفه نام دارد.

بازی های بی رمق و روایتی شکل نیافته، بوفالو را تبدیل به اثری خنثی و گنگ ساخته است، به نحوی که فیلم چنان در مرداب خودخواسته خود فرو می رود که توان درگیری ذهنی مخاطب و دنبال کردن روایت را ندارد و در ادامه کشف یا عدم کشف جسد هومن به مرتبه ای بی اهمیت نزد مخاطب تبدیل می شود، چرا که اصلا شخصیتی شکل نیافته و رابطه ای برقرار نیست تا موج همراهی را موجب شود.

 در این میان انواع تصاویر بی هویت و شخصیت های گنگ و روایتی نامفهوم رخ می دهد و تماشاگر ایرانی که دنبال داستانی مشخص است، باید شاهد انواع ادا و اطوارهای تصویری و کلامی فیلمساز مانند مانور دادن روی پوستر فیلم «زندگی شیرین» ساخته فدریکو فلینی باشد! همچنین انواع اتفاقات بیهوده و تصادفی از جیب کارگردانی سجادی حسینی بیرون می آید که هیچ نوع تفکری پاسخگوی آن ها نخواهد بود، چرا که همگی بدون پشتوانه و عاریه ای رخ می دهند.

 

از تغییر رفتارهای بدون پشتوانه شخص بوفالو گرفته و موارد متعدد دیگر که ابهامات بسیاری را به جا می گذارد و سوالاتی نظیر این که اصلا چه دلیلی وجود دارد که زن به جای استخدام جناب بوفالو به دنبال راه حل های دیگری نباشد؟ کاراکتر بوفالو و کار گذشته و حالش چه کمکی به روایت می کند؟ چرا بوفالو که جسد را می یابد به زن خبر نمی دهد؟ آیا این ضد قصه گویی فیلم نزد نویسنده و کارگردان امتیاز آن محسوب می شود؟! فیلم «بوفالو» بدون دلیل از دادن اطلاعات پرهیز می کند. تنها مورد قابل اشاره در مورد این فیلم، نماهایی است که با استفاده از تجهیزات دوربین در آب گرفته می شود.

فیلم «بوفالو»، دومین ساخته کاوه سجادی حسینی بعد از فیلم تجربی «شب، بیرون» است و در این فیلم، کارگردان سعی کرده تا به فضایی تخیل گرا نزدیک شود که البته به اثری خنثی و بی رمق منتهی شده است. این فیلم هم مانند بسیاری از کارهای امسال در شمال کشور می گذرد و به نظر می رسد طبیعت بکر و چشم انداز این منطقه در ارائه قاب های زیبا موثر بوده است. اما مسئله فیلمنامه مساله کوچکی نیست که تنها با چند قاب ارزنده بتوان از آن گذشت. فیلم «بوفالو» نه به عنوان یک اثر تجربی پذیرفتنی است و نه به عنوان یک اثر پست مدرن و تنها کش آمدن تصاویر و روایت در ذهن بیننده خستگی و کسالت باقی می گذارد.

 

اشتراک گذاری
نظرات کاربران
capcha
هفته نامه الکترونیکی
هفته‌نامه الکترونیکی سراج۲۴ - شماره ۳۲۴